لطيف قزوينى

3

فوائد الطفية ( فارسى )

بنا بر آن ، حقير بىبضاعت و فقير بىاستطاعت ، لطيف قزوينى ، مختصرى مسمّى بر فوايد الطفيّه به رشتهء تحرير برآورده تا ناظران را از نظر بدان ، بدون مراجعه به طبيب اطّلاعى از احوال ابدان حاصل آيد . گر بريزى بحر را در كوزه‌اى * چند گنجد ؟ قسمت يك روزه‌اى بناء على هذا چون خريداران رونق حسن يوسفى ، نقدينه و اجناس خود را از اطلس و كرباس به بازار مصر آورد ، تا با بصيرتان را چه پسند افتد و چه در نظر آيد . در بحر سخن گوهر معنى سفتيم * از هيأت و صرف و نحو حرفى گفتيم جاروب‌كش در طبيبان گشتيم * تا مبحث علم طبّ به مژگان رفتيم اگرچه احاطه به جميع علم طبّ از اشكل مقاصد است وليك وجود ناقص به از عدم صرف ؛ چنانچه گفته‌اند : ما لا يدرك كلّه لا يترك كلّه . بلبل به باغ ، جغد به ويرانه تاخته * هركس به قدر همّت خود خانه ساخته على أىّ حال در نظر اهالى تحقيق و در ضمير خردمندان دقيق ، واضح و مبرهن است كه ذاتى بىچون و حقيقى مكنون است كه آن خالق جملهء اشياء و سابق بر همهء مافيهاست . كه هستى جمله از وى هست گشته * زمين از قدرت وى پست گشته به عالم آنچه از پيدا و پنهان * پديدار است و دارد صورت جان همه از فيض جودش گشته موجود * ز خوان نعمت او برده‌اند سود الحاصل ، پس از ارادهء موجودات ، مشيّتش را خلقت عوالم فلكيّات و عناصر اقتضا نمود و آنها را عالم بسايط قرار فرمود ، در خور هر يك طبيعتى و اثرى ، و در اثرات هر يك ثمرى بخشود ؛ به اين معنى كه عالم فلكيّات را - كه حكماء عقول عشره خوانده - در مقام آباء علوى ، و عناصر را در مرتبهء امّهات سفلى مقرّر فرمود . بنابراين حكمت ، لازم آمد كه آنها درخور طبيعت نيز با يكديگر فعل و انفعالى داشته باشند تا خلقت حكيم ازلى بىحاصل نگردد . به موجب بيان اين مقدّمه واجب است هر فعل و انفعال را توليدى ؛ چنان‌كه مواليد ثلاثه - كه جمادات و نباتات و حيوانات‌اند - از نتايج عوالم فلكيّات و عناصرند كه در حقيقت ، آنها مادّه‌اند از براى اين صور مختلف الجنس و النّوع كه در اصطلاح آنها را هيولا خوانند . پس معلوم شود كه خلقت اشياء صوريّه به اعتبار فعل و انفعال عناصر طبيعيّه و اثرات عوالم فلكيّه است . در اين صورت نشايد هيچ ذى صورتى خارج از طبيعت مادّهء خود باشد ؛ آن‌چنان‌كه حكماى طبيعى در